كالبدشناسي چيني چندان درخور توجه نيست‌، مگر از اين لحاظ كه تصوير روشني از خطر و پوچي استدلال غيرطبيعي را نشان مي‌دهد (ايسيس‌، ج 14، ص 257).

51. جراحي‌. گذشتن از كالبدشناسي به جراحي كاملاً طبيعي است‌. جراحان بيش‌از همه‌ٴ كساني كه كار پزشكي داشتند، به آشنايي نزديك با كالبدشناسي نيازمند بودند، و از طرف ديگر ممارست ممتد در كارشان بدانان امكان مي‌داد تا معلوماتشان را فزوني بخشند.
اهميت نسبي جراحي در عصر مورد بحث‌، با اظهار اين مطلب روشن خواهد شد كه طب به‌ هر پيش‌رفتي نايل شد بيشتر مربوط به جراحي بود. اين پيش‌رفت را مي‌توان تا حدي منحصر به‌ پزشكان مسيحي دانست‌، كه غالبشان ايتاليايي بودند. شك نيست كه اين پزشكان با سنت يونان‌ و عربي آشنا بودند، با اين حال موفقيتشان تا حدي اصالت داشت‌. روي‌هم‌رفته‌، يك جراح‌ نمي‌تواند با نظر و معاينه كامياب شود؛ او بايد دست‌هايش را به‌كار اندازد -- و دست‌ها بسي‌ درستكارتر از مغزند، چون آنها را نه مي‌توان فريب داد و نه به خودنمايي واداشت‌. آنها يا كار مي‌كنند، يا نمي‌كنند، و نتيجه‌ٴ عملشان چندان دور از دسترس نيست‌. مجالي براي لاف‌زدن‌ نيست و تاوان اشتباهات را بايد پرداخت‌.
تاريخ جراحي مسيحي را هم مانند طب عمومي بايد به دو عصر تقسيم كرد: عصر سالرنو كه‌ شامل سده‌ٴ دوازدهم و نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم مي‌شود، و عصر بعد از سالرنو كه بقيه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم‌، را دربرمي‌گيرد.
جراحي پيش از طب عمومي در سالرنو آغاز نشد، قديمي‌ترين و بزرگ‌ترين جراح راجر بود كه در حوالي 1170، برآمد. اين تأخير كاملاً قابل درك نيست‌. در وهله‌ٴ اول‌، تشبه به معارف‌ عربي و سازمان دادن كار كلي‌، وظايف فوري‌تري بود و تا بيش از يك سده‌، مساعي پزشكان‌ سالرنو را مصروف خود ساخت‌؛ در وهله‌ٴ دوم‌، رونق جراحي از نتايج جنگ‌هاي صليبي بود -- جنگ مادر جراحي است -- ولي اندكي طول كشيد تا نتيجه‌ٴ آن محسوس شود و جراحي جديد رشد يابد. با توجه به‌همه‌ٴ جنبه‌ها، مشكل مي‌توان در انتظار كتاب‌هاي درسي جراحي مكتب‌ سالرنو بود. رساله‌ٴ جراحي راجر1 زودتر از آنچه انتظار مي‌رفت ظاهر شد، يعني در اواخر ربع سوم‌ سده‌ٴ دوازدهم‌. تا جايي كه از مآخذ كتبي برمي‌آيد، تا آن زمان جراحي سالرنو قسطنطيني خالص‌ بود، و طبعاً راجر با ترجمه‌هاي قسطنطين آشنايي كامل داشت‌، ولي درنوشتن رساله‌اش‌ نتيجه‌هاي كامل تجربه‌هاي خودش و جراحان هم‌كيشش را مورد استفاده قرار داد. ازين‌رو رساله‌ٴ او بسيار بيش از تكميل جراحي عربي است و حقيقتاً نخستين يادگار جراحي اروپايي است‌.
قدم‌هاي بعدي در خارج از سالرنو برداشته شد. رولاند پارمايي از شاگردان راجر، جراحي‌


Post mundi fabricam .1